آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)

94

مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)

بحسب عقل يا خارج متمايز باشند از چند قسم خالى نبود : اول آنكه نفس ذات و تمام حقيقت ماهوى بىاشتراكى ذاتى و اتفاقى جوهرى متمايز باشند چنان كه فصول اخير و اجناس عالى و بهرى مفاهيم عرضى را چون مفهوم تشخص و وحدة تمايز به آن مثابت بود . دوم آنكه به امرى جوهرى و ماهوى پس از اشتراك در امرى ماهوى و ذاتى متفرق باشند و چون چنين باشد بناچار جهة اشتراك جنس بود و جهة تمايز فصل ، به جهت اول مبهم باشد و به جهت دوم متحصل ، و آنچه از انضمام جهت تحصل به جهت ابهام در اين صورت حاصل شود طبيعتى نوعى بود و مركب به تركيبى اتحادى نه انفصالى ، چه انفصال در بهرى از اعمال و تصرفات عقل بود كه متحدات را به منفصلات منحل كند چنان كه از محدود به حد رود به نسبت به خارج و در بعضى از انحاء ملاحظات عقل اتحاد بود چنان كه از حد بمحدود گرايد . سوم : آنكه به امور خارج و عرضى پس از اشتراك در تمام حقيقت ماهوى منفصل باشند و در اين صورت نيز جهت اشتراك مبهم بود و جهت تمايز متحصل لكن به مفهوم نه به حقيقت چه در حقيقت عوارض طبيعت نوع مشخص باشند يا مصنف او را به وجود و تحصل تابع باشند و از انضمام جهت تحصل به جهت ابهام در اين صورت صنف حاصل شود اگر جهت تمايز كلى بود از آن جهت كه قيدى داخل بود مأخوذ و حصه صنفى اگر جهت تمايز كه كلى بود به آن جهت كه قيدى خارج بود مأخوذ باشد و تقييد به آن جهت كه تقييد و آلة ملاحظه حال قيد و مقيد است ملحوظ و مشخص حاصل شود اگر جهت تمايز جزوى بود و از آن جهت كه قيدى داخل بود مقيد و حصهء شخصى اگر جهت تمايز كه جزوى بود به آن جهت كه قيدى خارج بود منظور باشد و تقييد به آن جهت كه تقييد است در اعتبار در آيد و در اين صورت تركيبى كه از اين انضمام حاصل شود به اعتقاد جماهير فلاسفه اقترانى بود چه مشخصات اعراض باشند و اعراض در انظار اينان با موضوعات بوجود مباين و به اعتقاد ما اتحادى ، چه در نظر قاصر ماهر عروض با موضوع بوجود متحد بود لكن ما نيز توانيم كه اين تركيب را اقترانى گوئيم از آنجا كه مشخصات از نفس حقيقت خارج باشند و در نظر عقل به او مقترن ، و يا از آنجا كه درجه وجود اعراض درجه وجود حقيقت را مباين بود اگر چه در اصل وجود متحد باشند